انتخاب فایل

Refresh

آیا جهان مادی از ذهن بشر تاثیر می پذیرد؟


#1
طی دو قرن اخیر دانش بشر در زمینه ی شناخت ساز و کار سامانه یمدیریتی پیکر موجودات زنده (شامل هورمون ها و اعصاب) به پیشرفت های چشمگیری دست یافته است. اکنون دانش ما با آگاهی از ماهیت مواد شیمیایی درون ساخت (موسوم به ناقلان عصبی و هورمونی) و گیرنده ی آن ها، به شرح روشنی درباره ی چگونگی پیدایش و انتقال پیام های حسی و حرکتی دست یافته است. با این حال هنوز هم این بخش از جهان، یکی از ناشناخته ترین سرزمین های قلمرو دانش محسوب می شود. گرچه توسعه و تکامل سامانه ی مدیریت موجودات زنده، در پاسخ به نیاز آنان برای "ایجاد هماهنگی میان اجزای تشکیل دهنده ی پیکر آن ها" و "تنظیم عملکرد بهینه، در ارتباط با شرایط محیطی"، صورت پذیرفته است، ولی به نظر می رسد که آثار و نتایج حاصل از توسعه تکاملی آن به چیزی بسیار فراتر از رفع یک نیاز مادی ساده انجامیده است.

حتی با بررسی یک جاندار تک یاخته ای ابتدایی، نظیر آمیب یا پارامسی هم می توان به حضور نوعی احساس خودآگاهی فعال در موجود زنده پی برد که نمونه ی بسیار پیچیده و عالی آن را در انسان می بابیم.

هنوز هم دانش بشر در مواجهه با این واقعیت که چگونه کارکرد مادی سلول ها می تواند به دستاوردهای عجیبی نظیر خودآگاهی، ادراک و احساس شخصیت (Ego) بیانجامد، موضعی جز حیرت ندارد و هنوز هیچ توضیحی درباره ی ماهیت آن چه که "ذهن" نامیده می شود، در دست نیست.

از همه ی اینها شگفت انگیزتر حوادث و وقایع عجیبی هستند که نشان دهنده ی قابلیت ذهن در به چالش کشیدن قوانین شناخته ی شده ی علمی و تسلط بر مفاهیمی بنیادین نظیر فضا و زمان هستند.

بسیاری از ما در عالم رویا به وضوح شاهد حوادث و وقایعی بوده ایم که چندی بعد به حقیقت پیوسته اند (برای خود من که نشده، اگه برای شما شده حتما بگید)، دیده یا شنیده ایم کسانی توانسته اند از مهلک ترین شرایط بیماری، به نحوی معجزه آسا برهند. و یا تجربه کرده ایم که در تنگناهای زندگی، آنجا که همه ی عوامل مادی علیه ما بوده اند، ناگهان و به گونه ای توضیح ناپذیر همه چیز در جهت گشایش کار، دگرگون شده است. آنچه قطعی و مسلم به نظر می رسد، این است که در اینجا نوعی کارکرد ناشناخته می تواند به حصول نتایج متناقض با حقایق شناخته شده ی علمی بیانجامد. ولی چرا اینگونه وقایع، تنها به ندرت روی می دهند؟

چرا فقط درصد کمی از مردم، آن هم به صورت گاه و بی گاه می توانند وقایع آینده را پیش بینی کنند؟ چرا بشر همیشه به میل خود نمی تواند بر وقایع پیرامونی نظیر بارش باران اثر بگذارد؟ و چرا شفای معجزه آسا تنها در مواردی نادر روی می دهد؟

آیانوع بشر در آغاز یک مسیر تکاملی نوین به سوی دستیابی به گونه ای جدید از توانایی های بی سابقه حرکت می کند؟

دانش کنونی ما تنها در صورتی می تواند امیدوار به یافتن پاسخ این پرسش ها و تسخیر سرزمین های آن سوی دانش باشد که در وهله ی نخست از نفی کلی این گونه وقایع و نادیده انگاشتن پدیده های بی توضیح _ رویه ای که تاکنون در پیش گرفته است_ بپرهیزد و چشمان نزدیک بین خود را برای دیدن به شیوه ای نوین، بشوید.

****



سایکوکینز نوعی عامل ناشناخته موسوم به "عامل سای" (Psi Factor) است که از طریق آن، ذهن می تواند به نحوی بارز ولی نامرئی بر ماده اثر بگذارد. مثال هایی از سایکوکینز به اختصار PK نامیده می شود، عبارتند از "دور جنبانی" (Telekinesis) یا حرکت دادن اجسام از راه دور، خم کردن اشیای فلزی و تعیین نتایج حوادث و وقایع.

رویدادهای مذکور می توانند به صورت خود به خود یادر قالب عملکردی ارادی انجام شوند و این مطلب نشان میدهد که پدیده ی سایکوکینز ممکن است فرایندی با جنبه های توام آگاهانه و ناآگاهانه باشد.



تاریخچه

اصطلاح سایکوکینز ریشه ای یونانی دارد و از دو واژه ی "سایکی (Psyche)" به معنای "تنفس"، "حیات" یا "روان" و "کاینین" (Kinein) به مفهوم "حرکت دادن" تشکیل شده است. مدارکی از جهان باستان وجود دارند که از آن ها به مواردی از وقوع این پدیده اشاره شده است. این ها شامل شناورشدن در هوا، شفا یافتن های معجزه آسا، روشن بینی، ظاهر شدن ناگهانی اجرام و اشخاص، و سایر پدیده های روحی هستند که در نقاط گوناگون جهان به اعمال نیروهای خیر و شر توسط قدیسین یا جادوگران نسبت داده شده است. انجیل به نمونه هایی از این گونه وقایع اشاره می کند ; به عنوان مثال، ماجرای "پولس" و "سیلاس" مقدس که زمانی در "افه سوس" به زندان افتادند. آنان به دعا و نیایش پرداختند و هنگام نیمه شب غل و زنجیر از دست و پایشان فرو افتاد و درهای زندان به رویشان گشوده شد.

عقیده بر این است که احتمالا طلسم ها، نفرین ها و آیین های سنتی که برای دگرگون سازی شرایط آب و هوایی انجام می شوند، موجب برانگیختن سایکوکینز می گردند و کاربرد آنچه که "چشم زخم" خوانده می شود نیز در قالب این گونه امور طبقه بندی شده است.

در مکتب "روح گرایی" (Spritualism) نیز تظاهرات سایکوکینز به صورت پدیده های مورد ادعا نظیر تجسد و ترک قالب مادی، ظاهر سازی اجسام و اشخاص، شناوری در هوا، شنیده شدن صداهای تق و تق، بیرون دادن "اکتوپلاسم" و "سودوپودها"، نمود یافته اند.

در قرن نوزدهم میلادی، "دانیل داگلاس هوم" به خاطر توانایی شناور شدن در هوا و به دست گرفتن ذغال افروخته، بی آنکه بسوزد، شهرت داشت. در ضمن در همین دوران کسانی موسوم به "انسان های الکتریکی" معرفی شدند که دچار "نشانگان ولتاژ بالا" بودند. آنان می توانستند کارد و چنگال ها را به پوست خود جذب کنند و به یک اشاره ی انگشت، اسبا و اثاثیه را به سوی دیگر اتاق پرتاب کند.

در آغاز قرن بیستم، "رودی اشنایدر"، واسطه ی روحی که به خاطر توانایی های سایکوکنیتیکی خود در زمینه ی تجسد و "تله کینز" (دورجنبانی اجسام) شهرت داشت، مورد بررسی و پژوهش های روانی قرار گرفت.

منبع: ماهنامه ی دانشمند

درآمد نامحدود
پاسخ

[-]
کلمات کلیدی
جهان , مادی , از , ذهن , بشر , تاثیر , می , پذیرد؟

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تاثیر ذهن بر ماده 2 kashkol 0 196 ۱۳۹۵/۰۷/۳۰، ۰۲:۰۱ ب.ظ
آخرین ارسال: kashkol

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان